خط داستانی
سامياک، یک حرفه ای در بمبای، تصمیم به سفری ناگهانی به کونکان با دوستانش می گیرد. در حالی که می خواهد با خودرو به مقصد برسد، همسرش به او می گوید از اتوبوس استفاده کند. در رسیدن به کونکان، سامیاک با بابا، مردی خردمند روبه رو می شود در حالی که منتظر میماند دوستانش به او بپیوندند.