غورگتیار گوتونا
Ghurghutiar Ghotona
پیر مردی از روستای غورغتیای نزدیک پالاشی از فیلودا دعوت میکند تا معمایی را حل کند پرندهٔ خانگی پیر مرد کد عددی را میخواند که در واقع شماره ترکیب صندوق آهنی اوست پرنده میگوید ترینایان ای ترینایان کمی پژمرده وقتی فیلودا معما را حل میکند چهار کتاب کمیاب از امل گابوریا به او میدهد روز بعد که فیلودا همراه تاپس باکولا باز میگردد نشانهای مشکوک در خانهٔ پیرمرد پیچیده میشود و تحقیقات او نشان میدهد که همه چیز ساختگی بوده و در پشت کل طرح قتلی پنهان است